ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
200
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) از شركت كنندگان در جنگ بدر و از جمله ابىّ بن كعب حضور داشتهاند ابى بن كعب دعا مىكرده است و آنان آمين مىگفتهاند ، گويد بكّار بن محمد مىگفت براى محمد بن سيرين از يك همسر سى فرزند متولد شدند كه فقط عبد اللّه بن محمد بن سيرين باقى ماند . گويد يزيد بن هارون از عبد الملك بن ابى سليمان از انس بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * زيد بن ثابت پيش ما كه شش برادر بوديم آمد ، محمد هم ميان ما بود ، زيد گفت اگر بخواهيد مىتوانم بگويم هر كدام از شما از كدام مادر متولد شدهايد و افزود اين يكى و آن يكى از يك مادر و اين يكى و آن يكى از يك مادر و ديگرى و آن ديگرى از يك مادر زاده شدهايد ، و در سخن خود هيچ اشتباهى نكرد . گويد ، عفان بن مسلم از شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * مادرم از هشام بن حسان پرسيد محمد بن سيرين از كداميك از ياران حضرت ختمى مرتبت حديث نقل مىكرد ؟ گفت از ابن عمر و ابو هريره ، مادرم پرسيد خودش از ايشان حديث شنيده است ؟ گفت آرى . گويد سليمان بن حرب هم از شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * مادرم از هشام بن حسان پرسيد محمد بن سيرين از كداميك از ياران حضرت ختمى مرتبت حديث نقل مىكرد ؟ گفت از ابن عمر و ابو هريره ، پرسيد خودش از آنان شنيده است ؟ گفت آرى . گويد سليمان بن حرب ، از سليم بن اخضر از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن سيرين احاديث ابو هريره را به صورت مرفوع بيان نمىكرد مگر سه حديث را كه چارهيى از آن نداشت ، يكى آنكه پيامبر ( ص ) يكى از نمازهاى عشاء را گزارد و ديگرى گفتار آن حضرت دربارهء اينكه اهل يمن آمدند و سومى را هم سليمان فراموش كرده بود . گويد عبد الرزاق از معمر ، از ايوب از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * گاهى حديثى را از ده تن مىشنيدم و هر چند معنى يكى بود ولى الفاظ آن اختلاف داشت . گويد محمد بن عبد اللّه انصارى از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن سيرين حديث را با همان كلمات و حروفى كه شنيده بود نقل مىكرد . گويد از قول امية بن خالد از شعبه به من خبر دادند كه خالد حذّاء مىگفته است هر حديثى را كه محمد بن سيرين بگويد از گفتهء ابن عباس به من خبر دادهاند ، بدون ترديد آن را از عكرمه شنيده است كه به روزگار مختار عكرمه را در كوفه ديده است ، مىگويند محمد بن سيرين از زيد بن ثابت و انس بن مالك و يحيى بن جزّار و شريح و جز ايشان گاهى روايت كرده است .